عضويت سريع
شناسه :
نام اصلي:
ايميل:
تايپ مجدد:
گذرواژه:
تايپ مجدد:
 
پیغام کوتاه
ارشيو پيغام کوتاه   

 

ایستگاه استجابت دعا

یک نفر دلش شکسته بود، توی ایستگاه استجابت دعا منتظر نشسته بود، منتتظر. ولی دعای او دیر کرده بود.
او خبر نداشت که دعای کوچکش توی چهار راه آسمان پشت یک چراغ قرمز شلوغ گیر کرده بود. او نشست و باز هم نشست. روزها یکی یکی از کنار او گذشت روی هیچ چیز و هیچ جا از دعای او اثر نبود. هیچ کس از مسیر رفت و آمد دعای او با خبر نبود. با خودش فکر کرد پس دعای من کجاست؟ او چرا نمی‌رسد؟
شاید این دعا راه را اشتباه رفته است! پس بلند شد، رفت تا به آن دعا راه را نشان دهد. رفت تا که پیش از آمدن برای او دست دوستی تکان دهد. رفت پس چراغ چهار‌راه آسمان سبز شد. رفت و با صدای رفتنش کوچه‌های خاکی زمین جاده‌های کهکشان سبز شد. او از این طرف، دعا از آن طرف، در میان راه باهم آن دو رو به رو شدند.  از صمیم قلب گرم گفت و گو شدند. وای که چقدر حرف داشتند. برف‌ها کم کم آب می‌شود. شب ذره ذره آفتاب می‌شود.
و دعای هر کسی رفته رفته توی راه مستجاب می‌شود...




کلمات کليدي : ایستگاه استجابت دعا
ارسال شده در مورخه : سه شنبه، 13 بهمن ماه ، 1388 توسط mohammad  چاپ مطلب

مرتبط با موضوع :

 من يك سنت پيدا کردم  [چهارشنبه، 19 اسفند ماه ، 1388]
 ميان خواب و بيداري  [چهارشنبه، 19 اسفند ماه ، 1388]
 قدرت کلمات  [سه شنبه، 18 اسفند ماه ، 1388]
 آن سوي پنجره  [سه شنبه، 18 اسفند ماه ، 1388]
 کيك خدا  [سه شنبه، 18 اسفند ماه ، 1388]
 عشق برای تمام عمر  [دوشنبه، 12 بهمن ماه ، 1388]
 گنجشک و خدا  [دوشنبه، 12 بهمن ماه ، 1388]
 فرشته بیکار  [دوشنبه، 12 بهمن ماه ، 1388]
 عشق دستمال کاغذی به اشک  [دوشنبه، 12 بهمن ماه ، 1388]
 ازدواج سخت نيست اگر ...  [دوشنبه، 5 بهمن ماه ، 1388]

نام شما: [ کاربر جدید ]

عنوان:
 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**

کد امنيتي : qof22voc
تايپ کد امنيتي : [ بازگشت ]
امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 0
تعداد آراء: 0

لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد

اشتراک گذاري مطلب
موضوعات مرتبط

مطالب حکیمانه