![]() |
عکسهای دیدنی تعداد اخبار : 72 مورد |
![]() |
شیرینی و کیک تعداد اخبار : 5 مورد |
![]() |
خنده و تفریح تعداد اخبار : 46 مورد |
![]() |
خبرهای داغ تعداد اخبار : 68 مورد |
![]() |
داستانهای خواندنی تعداد اخبار : 78 مورد |
![]() |
مطالب حکیمانه تعداد اخبار : 127 مورد |
![]() |
دانستنیهای تاریخی تعداد اخبار : 1 مورد |
![]() |
دانستنیهای علمی مطالب تعداد اخبار : 95 مورد |
![]() |
زناشویی تعداد اخبار : 28 مورد |
![]() |
اس ام اس های عارفانه تعداد اخبار : 6 مورد |
![]() |
آرایش مووصورت تعداد اخبار : 22 مورد |
![]() |
عکسهای حیوانات تعداد اخبار : 2 مورد |
![]() |
عکسهای ورزشی تعداد اخبار : 1 مورد |
![]() |
عکسهای خوانندگان تعداد اخبار : 0 مورد |
![]() |
آقایون داخل شوند تعداد اخبار : 12 مورد |
![]() |
شعرهای زیبا تعداد اخبار : 24 مورد |
![]() |
عکسهای عاشقانه تعداد اخبار : 8 مورد |
![]() |
اس ام اسهای عشقولانه و تعداد اخبار : 11 مورد |
| |
مدلهای شلوار تعداد اخبار : 2 مورد |
![]() |
مدل لباس عروس تعداد اخبار : 0 مورد |
![]() |
مدل لباس تعداد اخبار : 0 مورد |
![]() |
کلیپ کوتاه موبایل تعداد اخبار : 0 مورد |
![]() |
بازیگران اروپائی تعداد اخبار : 2 مورد |
![]() |
درد دل نویسنده تعداد اخبار : 4 مورد |
![]() |
غذای لذیذ تعداد اخبار : 15 مورد |
![]() |
پزشکی و سلامت تعداد اخبار : 12 مورد |
| نام خبر | بازديد |
دانلود رایگان نرم افزار و اسکریپت
زنجیره عشق![]() گریه در نور کم غروب، جیم زن سالخورده اي را ديد که در کنار جاده درمانده،منتظر بود. در آن نور کم متوجه شد که او نياز به کمک دارد جلوي مرسدس زن ايستاد و از اتومبيلش پياده شد. در اين يک ساعت گذشته هيچ کس نايستاده بود تا به زن کمک کند. زن به خود گفت مبادا اين مرد بخواهد به من صدمه اي بزند؟ ظاهرش که بي خطر نبود فقير و گرسنه هم به نظر مي رسيد. جیم زن را که در بيرون از ماشينش در سرما ايستاده بود ديد و متوجه آثار ترس در او شد. گفت: خانم من آماده ام به شما کمک کنم. بهتر است شما برويد داخل اتومبيل که گرمتر است، ضمنا" اسم من جیم آندرسون است. فقط لاستيک اتومبيلش پنچر شده بود، اما همين هم براي يک زن سالخورده مصيبت محسوب مي شد. جیم در مدت کوتاهي لاستيک را عوض کرد زن گفت اهل سنتلوئيس است و عبوري از آنجا مي گذشته است. تشکر زباني براي کمک جیم کافي نبود، از او پرسيد که چه مبلغ بپردازد. هر مبلغي مي گفت مي پرداخت، چون اگر او کمکش نمي کرد هر اتفاقي ممکن بود بيفتد. جیم معمولا براي دستمزدش تامل نمي کرد اما اين بار براي مزد کار نکرده بود، براي کمک به يک نيازمند کار کرده بود، و البته در گذشته افراد زيادي هم به او کمک کرده بودند. او به خانم گفت که اگر واقعا مي خواهد مزد او را بدهد دفعۀ بعد که نيازمندي را ديد به او کمک کند و افزود:" و آن وقت از من هم يادي کنيد". خانم سوار اتومبيلش شد و رفت چند کيلومتر جلوتر کافه اي را ديد. به آن کافه رفت تا چيزي بخورد. پيشخدمت زن پيش آمد و حوله تميزي آورد تا خانم موهايش را خشک کند. پيشخدمت لبخند شيريني داشت، لبخندي که صبح تا شب سرپا بودن هم نتوانسته بود محوش کند. آن خانم ديد که پيشخدمت باردار است، با اين حال نگذاشته بود که فشار ناشی ار کار روزانه تغييري در رفتارش بدهد. آن گاه به ياد جیم افتاد، وقتي آن خانم غذايش را تمام کرد، صورتحساب را با يک اسکناس صد دلاري پرداخت. پيشخدمت رفت تا بقيه پول را بياورد وقتي برگشت، آن خانم رفته بود پيشخدمت نفهميد آن خانم کجا رفت. بعد متوجه شد چيزي روي دستمال سفره نوشته شده است با خواندن آن اشک به چشمش آمد." چيزي لازم نيست به من برگرداني من هم در چنين وضعي قرار داشتم شخصي به من کمک کرد همان طور که من به تو کمک کردم اگر واقعا مي خواهي دين خود را ادا کني اين کار را بکن نگذار اين زنجيرۀ عشق همين جا به تو ختم شود". زير دستمال چهارصد دلار ديگر هم بود. آن شب پیشخدمت به آن نوشته و پول فکر مي کرد، آن زن از کجا میدانست او و شوهرش جیم آندرسون به این پول سخت نیاز داشتند؟ کلمات کليدي : زنجیره عشق ارسال شده در مورخه : يكشنبه، 25 بهمن ماه ، 1388 توسط mohammad
مرتبط با موضوع : عشق و ازدواج [يكشنبه، 13 تير ماه ، 1389] سخنان آموزنده از گابریل گارسیا ماکز [دوشنبه، 24 خرداد ماه ، 1389] برگی از یک نوشته : چند پند آموزنده ...! [دوشنبه، 24 خرداد ماه ، 1389] يك همچو برادري [دوشنبه، 24 خرداد ماه ، 1389] سوتی [جمعه، 17 ارديبهشت ماه ، 1389] زخمهای عشق [شنبه، 24 بهمن ماه ، 1388] تصمیم عجولانه [شنبه، 24 بهمن ماه ، 1388] بدشانس [شنبه، 24 بهمن ماه ، 1388] تصمیم مهم [شنبه، 24 بهمن ماه ، 1388] پیرمرد و پسرک واکسی [شنبه، 24 بهمن ماه ، 1388]
[ ارسال جوابیه ] |
امتیاز دهی به مطلب
تعداد آراء: 0 انتخاب ها
|