![]() |
عکسهای دیدنی تعداد اخبار : 72 مورد |
![]() |
شیرینی و کیک تعداد اخبار : 5 مورد |
![]() |
خنده و تفریح تعداد اخبار : 46 مورد |
![]() |
خبرهای داغ تعداد اخبار : 68 مورد |
![]() |
داستانهای خواندنی تعداد اخبار : 78 مورد |
![]() |
مطالب حکیمانه تعداد اخبار : 127 مورد |
![]() |
دانستنیهای تاریخی تعداد اخبار : 1 مورد |
![]() |
دانستنیهای علمی مطالب تعداد اخبار : 95 مورد |
![]() |
زناشویی تعداد اخبار : 28 مورد |
![]() |
اس ام اس های عارفانه تعداد اخبار : 6 مورد |
![]() |
آرایش مووصورت تعداد اخبار : 22 مورد |
![]() |
عکسهای حیوانات تعداد اخبار : 2 مورد |
![]() |
عکسهای ورزشی تعداد اخبار : 1 مورد |
![]() |
عکسهای خوانندگان تعداد اخبار : 0 مورد |
![]() |
آقایون داخل شوند تعداد اخبار : 12 مورد |
![]() |
شعرهای زیبا تعداد اخبار : 24 مورد |
![]() |
عکسهای عاشقانه تعداد اخبار : 8 مورد |
![]() |
اس ام اسهای عشقولانه و تعداد اخبار : 11 مورد |
| |
مدلهای شلوار تعداد اخبار : 2 مورد |
![]() |
مدل لباس عروس تعداد اخبار : 0 مورد |
![]() |
مدل لباس تعداد اخبار : 0 مورد |
![]() |
کلیپ کوتاه موبایل تعداد اخبار : 0 مورد |
![]() |
بازیگران اروپائی تعداد اخبار : 2 مورد |
![]() |
درد دل نویسنده تعداد اخبار : 4 مورد |
![]() |
غذای لذیذ تعداد اخبار : 15 مورد |
![]() |
پزشکی و سلامت تعداد اخبار : 12 مورد |
| نام خبر | بازديد |
دانلود رایگان نرم افزار و اسکریپت
زخمهای عشق![]() چند سال پیش در یک روز گرم تابستان پسر کوچکی با عجله لباسهایش را درآورد و خنده کنان داخل دریاچه شیرجه رفت. مادرش از پنجره نگاهش میکرد و از شادی کودکش لذت میبرد. مادر ناگهان تمساحی را دید که به سوی فرزندش شنا میکند. مادر وحشت زده به سمت دریاچه دوید و با فریاد پسرش را صدا زد. پسر سرش را برگرداند ولی دیگر دیر شده بود. تمساح با یک چرخش پاهای کودک را گرفت تا زیر آب بکشد. مادر از راه رسید و از روی اسکله بازوی پسرش را گرفت. تمساح پسر را با قدرت میکشید ولی عشق مادر به کودکش آنقدر زیاد بود که نمیگذاشت او بچه را رها کند. کشاورزی که در حال عبور از آن حوالی بود، صدای فریاد مادر را شنید، به طرف آنها دوید و با چنگک محکم بر سر تمساح زد و او را کشت. پسر را سریع به بیمارستان رساندند. دو ماه گذشت تا پسر بهبودی مناسب بیابد. پاهایش با آرواره های تمساح سوراخ سوراخ شده بود و روی بازوهایش جای زخم ناخنهای مادرش مانده بود. خبرنگاری که با کودک مصاحبه میکرد از و خواست تا جای زخمهایش را به او نشان دهد. پسر شلوارش را کنار زد و با ناراحتی زخم ها را نشان داد، سپس با غرور بازوهایش را نشان داد و گفت: این زخم ها را دوست دارم، اینها خراش های عشق مادرم هستند. کلمات کليدي : زخمهای عشق ارسال شده در مورخه : شنبه، 24 بهمن ماه ، 1388 توسط mohammad
مرتبط با موضوع : عشق و ازدواج [يكشنبه، 13 تير ماه ، 1389] سخنان آموزنده از گابریل گارسیا ماکز [دوشنبه، 24 خرداد ماه ، 1389] برگی از یک نوشته : چند پند آموزنده ...! [دوشنبه، 24 خرداد ماه ، 1389] يك همچو برادري [دوشنبه، 24 خرداد ماه ، 1389] سوتی [جمعه، 17 ارديبهشت ماه ، 1389] تصمیم عجولانه [شنبه، 24 بهمن ماه ، 1388] بدشانس [شنبه، 24 بهمن ماه ، 1388] تصمیم مهم [شنبه، 24 بهمن ماه ، 1388] پیرمرد و پسرک واکسی [شنبه، 24 بهمن ماه ، 1388] جعبه خالی [شنبه، 24 بهمن ماه ، 1388] |
امتیاز دهی به مطلب
تعداد آراء: 0 انتخاب ها
|