دو قفس تاریخ : پنجشنبه، 20 اسفند ماه ، 1388
موضوع : مطالب حکیمانه



دو قفس
در باغ پدرم دو قفس بود. در درون يكي از آنها شيري بود  که غلامان آن را از بيابانهاي نينوا آورده بودند و در درون ديگري پرنده اي که هرگز از نغمه سرايي خسته نمي شد. پرنده هر روز در هنگام سحر شير را صدا مي زد و به او مي گفت: "صبح بخير برادر زنداني!".



دو قفس



منبع این مقاله : مرکز تخصصی عکس
http://www.bepichon.ir

آدرس این مطلب :
http://www.bepichon.ir/modules.php?name=News&file=article&sid=262