کسانی که مایل به تبادل لینک هستند مارو با نام مرجع تخصصی عکس لینک کنیند بعد از لینک کردن ایمیل زده و مشخصات وبسایت و یا وبلاگ خود را با موضوع انتخابی لینک ارسال کنید
عکسهای کارتونی زیبا سری دوم
ارسال شده بوسيله admin در مورخه : جمعه، 1 آذر ماه ، 1387
پادشاهي عالمي رباني را گفت: "مرا پندي ده و موعظتي گوي، كه به آن رضاي خلق و خالق هر دو حاصل كنم."
عالم گفت: "در روز، داد گدايان بده تا خلق از تو راضي باشند و در شب، داد گدايي سرده تا خالق از تو راضي باشد."
ارسال شده بوسيله admin در مورخه : جمعه، 1 آذر ماه ، 1387
زني در مورد همسايه اش
شايعات زيادي ساخت و شروع به پراكندن آن كرد. بعد از مدت كمي همه اطرافيان
آن همسايه از آن شايعات باخبر شدند. شخصي كه برايش شايعه ساخته شده بود،
به شدت از اين كار صدمه ديد و دچار مشكلات زيادي شد.
بعدها وقتي كه آن زن متوجه شد كه آن شايعاتي كه ساخته همه دروغ بوده و
وضعيت همسايه اش را ديد، از كار خود پشيمان شد. سراغ مرد حكيمي رفت تا نه
تنها از او كمك بگيرد، بلكه بتواند اين كار خود را جبران كند.
حكيم به او گفت: «به بازار برو و يك مرغ بخر آن را بكش و پرهايش را در
مسير جاده اي نزديك محل زندگي خود دانه به دانه پخش كن.»
آن زن از اين راه حل متعجب شد ولي اين كار را كرد.
فرداي آن روز حكيم به او گفت: حالا برو و آن پرها را براي من بياور. آن زن رفت ولي 4 تا پر بيشتر پيدا نكرد.
مرد حكيم در جواب تعجب زن گفت: انداختن آن پرها ساده بود، ولي جمع كردن
آنها به همين سادگي نيست. همانند آن شايعه هايي كه ساختي كه به سادگي
انجام شد، ولي جبران كامل آن غير ممكن است. پس بهتر است از شايعه سازي دست
برداري.
ارسال شده بوسيله admin در مورخه : جمعه، 1 آذر ماه ، 1387
در زمان یکی از خلفای پیشین
قحطی شد. وقتی از شدت قحطی جان مردم به لب و صبرشان لبریز شد، خلیفه به
مردم فرمان داد که: با گریه و زاری به سوی خداوند بروید. مردم آلات لهور و
لعب و معصیت را شکسته و به دعا و مناجات پرداختند و همه دست نیاز به درگاه
الهی دراز کردند.
در این میان غلامی را دیدند که دست می زند و می رقصد و می خواند. او را
نزد خلیفه آوردند و گفتند : ای خلیفه این بر خلاف فرمان شما، شادی می کند.
خلیفه به غلام گفت: همه مردم در اضطراب و نگرانی به سر می برند و تو را چه
شده، که شادی می کنی؟
غلام گفت: مولای من انباری پر گندم دارد و من از این جهت خاطر جمع هستم.
خلیفه از این سخن مناثر شد و به فکر فرو رفت. سپس سر بلند کرده و گفت: این
توکل مخلوق به مخلوق است که به او آرامش داده، پس اگر مخلوقات بر خالق
متعال توکل کنند، چه قدر آرامش و امنیت خاطر خواهند داشت...
ارسال شده بوسيله admin در مورخه : پنجشنبه، 30 آبان ماه ، 1387